بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
324
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و تشنگى باشد كه از هواى خنك بهتر از ان تسكين يابد كه از ان نفس او سريع بود و ملول و مغموم و سخت دل و بىسبقت باشد و خداوند سردى دل را نبض و نفس صعبتر و متفاوت و به تطويل بود و در اخلاق بر خلاف آن باشد و از هواى گرم و عطر گرم و گرميها منفعت يابد و خداوند ترى دل را نبض نرم بود و كسلان و كندفهم بود و از رطوبت و فضلات بدى متضرر باشد و خداوند خشكى دل را حال بر خلاف اين بود و مركبات را نيز ازين احوال استنباط آسان بود و فرق ميان طبيعى و غير طبيعى وراى اعراض آن باشد كه اينها اكثر بعد از آنكه نبوده باشند پديد آيند و تبديل يابند و آنها از اصل چنان باشند و تغير و تبديل پذيرد يا نپذيرند و در بعضى دلائل و اعراض با سوء المزاج عام غير طبيعى مشارك باشند و اللّه اعلم اما امراض دل و اسباب و علامات و معالجات آنها بدانكه اندر دل همه انواع سوء المزاج پديد آيد و علاج پذيرد و امّا آماسى و تفرق الاتصال ويژه را احتمال نكند جهت تحليل يافتن روح از وجع جراحت و از فساد ماده و الم بثره و خفه شدن ارواح در سده آماس و گفتهاند كه هرگاه بر دل بثره آيد و از بينى خون سياه برود بيمار زود هلاك شود و امّا در پرده غلاف دل ممكن بود كه مطلق تفرق الاتصال ويژه پديد آيد و علاج قبول كند جالينوس نقل كرده است كه خروسى و بوزينه داشته است و آنها ضعيف مىشدهاند و هر چند مراعات مىكرده نيك نمىشدهاند هر دو را كشته بر غلاف دل خروس آماسى يافته چند عدس بر پرده دل بوزنه درمىيافته و چند باقلاى و بدترى امراض دل آن بود كه از سده افتد و سبب سده يا امتلاى خلطى بود يا بخار غليظ كه عضوى به دو برآيد و تنقيه دل چنانچه بفصد ميسر گردد بمسهل نشود و سدهء امتلاى آن را بفصد باسليق راست تدارك بايد كردن و سدهء بخار آن را بفصد باسليق چپ و از مسهلاتى كه جهت تنقيه دل دهند از او و به قلبه معتدل يا سرد يا گرم يا آنچه موافق باشند بايد آميختن ياقوت دواء را بدل رساند امّا ادويهء معتدل قلبى ياقوتست و مرجان و فيروزه و لعل و ورق زرد سيم و سبب شيرينى و لسان الثور كه آن را به فارسى گاو زبان گويند و ادويه گرم قلبى درونج عقربىست و جدوار و فادزهر حيوانى و مشك و عنبر و ابريشم و زعفران و زرنباد و عود و بهمن سفيد و سرخ و سنبل و بادرنجبويه و تخم او پوست ليمو و ترنج و قاقله و كبابه ساذج هندى و دارچينى و كهربا و خمر و اما ادويه سرد قلبى كافور و گشنيز و صندل و عنبر و بيد مشك و مرواريد و بسد و گل سرخ